تبلیغات
دوستان اسکوییشی - تکـــــــــــــــــــــــ بیتـــــــــــــــــــــ نابــــــــــــــــــــــــــــــــ
 
دوستان اسکوییشی

"هوالحق"



1.من آمــــدم که این گـــــره‌ها واشود هــمین
اصلا بـــنا نـــبود ز سر واکنے مرا


2.کفاره ی شراب خواری های بی حساب
هشیار میان جمع مستان نشستن است

3.معنی بخشیدن یك دل به یك لبخند چیست
من پشیمانم بگو تاوان آن سوگند چیست
گاه اگر از دوست پیغامی نیاید بهتر است
داستان هایی كه مردم از تو می گویند چیست؟

                                                                  4.      شرمنده اگه این تک بیت نیست:

شادی به ظاهر ، منتها از درد لبریزی
اردیبهشتی هم که باشی، اهل پاییزی

وقتی نگاهم می کنی از عمق تنهایی
داری نمک بر زخم یک دیوانه می ریزی

درمانده ام ... درمان دردت را نمی دانم !
شرمنده ام ... قابل ندارم چیز ناچیزی !

ای کاش قدری چوب رخت خلوتت باشم
تنهایی ات را روی دوش من بیاویزی ...

"من" سیصد و سالی ست در چشمان تو گم شد!
شاید از این خواب هزاران ساله برخیزی 

اما تو خوابت برده و حتی درون خواب
هر وقت می بینم تو را با غم گلاویزی !

ناف تو را با درد از روز ازل بستند
اردیبهشتی هم که باشی، اهل پاییزی !

5.صف مژگان تو دانم ز چه پیوست بهم
داده اند از پی تاراج دلم دست بهم

6.لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار

مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد

"حافظ"

7.لب او بر لب من این چه خیال است و تمنا
 مگر آنگه که کند کوزه گر از خاک سبویم


8.رود راهی شد به دریا کوه با اندوه گفت
میروی اما بدان دریا ز من پایینتر است

9.دل اگــر دیـوانـه شـد، دارالشـّـفـای صــبـر هـسـت
                      مـی‌کـنـم یـک هـفتـه‌اش زنـجـیـر و عـاقـل می‌شـود...

10.خودشناسی قدم اول عاشق شدن است
            وای بر یوسف اگر ناز زلیخا بکشد

11. خیانت، غیرت عشق است، وقتی وصل ممکن نیست
چه آسان ننگ می خوانند نیرنگ زلیخا را

12. راه تردید مسیر گذر عاشق نیست
چه کنم با چه کنم های دل بی هدفم؟

13. هر آن کسی ک درین حلقه نیست زنده ب عشق
بر او نمرده ب فتوای من نماز کنید

14. تا توانی می گریز از یار بد
یار بد بدتر بود از مار بد
مار بد تنها تو را بر جان زند
یار بد بر جان و بر ایمان زند

15. از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود

16. ای دمت عیسی، دم از دوری مزن
من غلام آن ک دور اندیش نیست

17. عمر من است زلف تو، بو ک دراز بینمش
جان من است لعل تو، بو ک ب لب رسانمش

18. تا درون سنگ و آهن تابش شادی رسید
گر تو را باور نیاید سنگ بر آهن بزن

19. چوب را چون بشکنی گوید تراق
این تراق از چیست؟ از درد فراق

20. وقت اجلم ناله نه از رفتن جان است
از یار جدا می شوم این ناله از آن است!

21. دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
 این ک میگویند آن بهتر ز حسن،
یار ما این دارد و آن نیز هم

22.اینکه "مردم" نشناسند تو را غربت نیست
غربت آن است که "یاران" ببرندت از یاد

23. حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کآرام درون دشت شب خفته ست
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا ، همه عمر، خوابش آَشفته ست

24. گر زری و گر سیم زراندوزی باش
                              گربحری و گر نهری و گر رودی ، باش
در این قفس شوم، چه طاووس چه بوم
                           چون ره ابدی ست، هر کجا بودی باش

25. دلا خو کن به تنهایی که از تنها بلا خیزد

سعادت آن کسی دارد که از تنها نپرهیزد

26

فال حافظ هم هر بار که می گیرم

مژده ای دل که مسیحانفسی می آید!

27

آنچه شیران را کند روبه مزاج

احتیاج است احتیاج است احتیاج

28

آنچنان مهر توام در دل و جان جای گرفت

که اگر سر برود از دل و از جان نرود

29

رایج :  نردبــــان این جهان ما و منی ست       عاقبت ایــــن نــردبان افتــــادنی ست
          لاجرم هر کس کــه بالاتر نشست        استخوانش سخت تر خواهد شکست
اصل:  نردبان خــــلق این ما و منی سـت        عاقبت زین نــــــردبان افتـــادنی ست
           هر که بالاتر رود ابلــه تــــــرســـت       کاستخوان او بتــــــر خواهد شکـست
      مولوی


30. آن است آدمی ک در او حسن سیرتی،

یا لطف صورتی ست، دگر، حشو عالم است 

31 

بگیر فطره ام اما مخور برادر جان 

که من در این رمضان قوت غالبم غم بود (اخوان)

32

بس ملولم ای جنون عاشقی گل کن مرا 

باز هم آن لات و لوت آسمان جل کن مرا  

33

.... هو  اِی .....

نون بربری درازه       شعار دوره ی ما


34

اگر عمری گنه کردی مشو نــومیــد از رحمت

تو توبــــه نامه را بنویـس امضا کردنش با من


35

همه عمر بر ندارم سر ازین خمار مستی

ک هنوز من نبودم ک تو در دلم نشستی!!!


36

دعوی عشق ز هر بولهوسی می آید

دست بر سر زدن از هر مگسی می آید


37

گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش

ورنه ره خود گیر و یکی راهگذر باش


هشدار!که یخ تاب تب عشق ندارد

گر بسته ی قالب شده ای فکر دگر باش


عیسات اگر جان بدمد،شب پره ای باز

وام از نفس عشق کن و مرغ سحرباش


38

مگس به هر کجا بجز مگس نیست

عقاب در قفس ولی خودش نیست


39

نیست در شهر نگاری ک دل ما ببرد

بختم ار یار شود، رختم ازین جا ببرد

کو حریفی کش سرمست ک پیش کرمش

عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد؟!


40

گر بود عمر، ب میخانه روم بار دگر

بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر

معرفت نیست درین قوم، خدا را سببی

ک برم گوهر خود را ب خریدار دگر


41

اظهار عجز پیش ستمگر ز ابلهی ست

اشک کباب موجب طغیان آتش است



42

رو سر بنه ب بالین، تنها مرا رها کن

ترک من خراب شبگرد مبتلا کن

ماییم و موج سودا، شب تا ب روز تنها

خاهی بیا ببخشا، خاهی برو جفا کن

خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا

بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن!

مولانا


45

گر مرا بی تو در بهشت برند

دیده از دیدنش بخاهم دوخت

کاین چنینم خدای وعده نکرد

ک مرا در بهشت باید سوخت

سعدی


46

نگار من چو درآید ب خنده ی نمکین،

نمک زیاده کند بر جراحت ریشان

چ بودی ار سر زلفش ب دستم افتادی؟!

چو آستین کریمان ب دست درویشان!

سعدی


47


ب رفیقش میگه:

ب یک دم، از جهان!، دل در تو بستم

ندانستم ک برگردی ب زودی...

نه ما را در میان عهد و وفا بود؟!

جفا کردی و بد عهدی نمودی

کنونت گر سر صلح است، باز آی

کزان مقبول تر باشی، ک بودی!!!


و سعدی...


48

ب مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم

بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم


اگر غیری ب جای ما گزیند دوست، حاکم اوست

حرامم باد اگر من جان، ب جای دوست بگزینم

حافظ


49

گه ملحد و گه دهری و کافر باشد

گه دشمن خلق و فتنه پرور باشد

باید بچشد عذاب تنهایی را

مردی ک ز عصر خود فراتر باشد

شفیعی کدکنی



درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : beshisquish
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اوقات شرعی
صلوات
Up Page
Online User

Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر